X
تبلیغات
رایتل



درود وسلام به دوستان وهمراهان عزیز شاهدان

 

سه سال ازآغاز به کار وبلاگ شاهدان گذشت .در این مدت چه حرفهایی را که با زبانی گفتیم وچه حرفهایی را که ناگفته رها کردیم .حرفهایی که از جنس بودنمان بود .همانهایی که به قول دکتر شریعتی" سرمایه ی ماورایی "هر کسی است و"کلماتش هر یک انفجاری را به بند "کشانده است .

آری 

شاهدان جایی بود برای بیان ، بیان احساسات ناگفته . در این مسیر گنجینه های بیشماری یافتیم . همراهمان شدند و همراهی کردند .ادبیاتمان را غنا بخشیده و افقهای دید تازه ای را در برابرمان ترسیم نمودند اما ، آرام و بارانی - به سادگی - رفتند .

چه بگویم ؟؟

!

سوز من با دیگری نسبت مکن              او نمک بر دست ومن بر عضو ریش

 

چقدرخوب است که قلم من از شرح آن دقایق ناب عاجز است.دست کم حرمت آنچه که حس خالص است ،باقی می ماند ،حرمت آنچه که برای کلمه شدن ساخته نشده ـ

فریاد کشیدم با تمامی امکانم ،با تمامی تارهای صوتی ا م با تمامی خشم و نفرت و  وحشتم .شاید به فریادم برسی شاید به کمکم بیایی.شاید رهائیم بخشی.

فریادم اما اگر تو را به وحشت انداخت و تو گریختی و از من دورتر از آنچه بودی ،شدی،این دیگر گناه من نبود.گناه تشخیص تو بود.

آه که چه انبوهی ازحرفهای ناگفته مانده است. درد دلهای آرام کننده در گلو مانده ی به درد گلوی مزمن تبدیل شده.

آه که چه بسیار ترانه های ناب ناسروده ،پوز شهای خالصانه ی بر زبان نیامده ،"مرا ببخش"های صادقانه بیان نشده ،ارواح دردمند ما را در کندی ابدی گذاشته است.

وه چه مقدار بغض در گلو مانده،گریه ی پنهان بی صدا،وناله های درخلوت،جانشین سخن هایی شده که اگر به هنگام گفته می شد ،نقش هزار پنجره گشوده به جانب بهار رابر عهده می گرفت.

کاش می گفتم ،کاش می گفتی ،کاش هر متلاشی کننده سکوت ،این ظرف نیازمند حرفهای خوب را پرنمی کردیم ودرد دلهای آرامی بخش را به درد گلوی سوزنده تغییر نمی دادیم.


سکوت گاه ،بدترین جانشین است؛رذل ترین میدانم. ( نادر ابراهیمی )


گر برکنم دل از تو وبر دارم از تو مهر              آن مهر بر که افکنم ،آن دل کجا برم ؟

بگذریم

به مناسبت سومین سالگرد شاهدان از ساعت 20 ، 27 اردیبهشت تا ساعت 24 ، 28 اردیبهشت ماه 1390 هر ساعت یک برنامه ی جدید به شاهدان اضافه می گردد.

امید وارم مورد پسند شما همراهان قرار گیرد.