شاهدان

بی قرار هیچ قراری نبودم ،مگر قراری که با تو داشتم و هرگز نیامدی.

شاهدان

بی قرار هیچ قراری نبودم ،مگر قراری که با تو داشتم و هرگز نیامدی.

برنامه تصویری از استاد شهناز و ایرج

با سلام
بدنبال قولی که در قسمت نظرات داده بودم البته قسمتهای کوچکی از 2 فایل تصویری مربوط به استادشهناز وسلطان آواز  ایرج و همچنین استادحسین تهرانی
که بدلیل حجم بالای فایلهای تصویری از قسمتهای کوچکی از این فایلها مجبور شدم جداکنم جهت علاقمندان و شیفتگان هنرموسیقی این سرزمین تقدیم مینمایم
با بهترین آرزوهای قلبی برای شما و همه شیفتگان موسیقی زیبای  ایرانی

ارادتمند سردشتی

دریافت قطعه ی اول

دریافت قطعه ی دوم

برنامه ی چکاوک در مورد استاد تاج اصفهانی


تاج اصفهانی ، جلال ، خوانندة بلند آوازة موسیقی ایرانی . وی در 1282 ش در اصفهان در خانواده ای روحانی تولد و پرورش یافت . پدرش ، شیخ اسماعیل ملقب به تاج الواعظین ، از منبریهای خوش صدای اصفهان و آشنا به گوشه ها و ردیفهای آواز بود (شجریان ، ص 30). تاج از نه یا ده سالگی نزد پدر با مقدمات و اصول ردیف آشنا شد و به راهنمایی او از سیدعبدالرحیم اصفهانی ، استاد برجستة آواز مکتب اصفهان ، آوازخوانی را فرا گرفت . همچنین از تعلیمات نایب اسداللّه *


جلال تاج اصفهانی یادنامة تاج ، چاپ منوچهر قدسی ، اصفهان ?] 1361 ش [ اصفهانی ، استاد نی ، و خوانندگان مشهور آن زمان ، میرزاحسین ساعتساز (خضوعی اصفهانی )، حبیب شاطرحاجی و حاجی عندلیب اصفهانی استفاده کرد. تاج که تحصیلات اولیه را در هفت سالگی در مدرسة علمیّه اصفهان آغاز کرده بود، چند سالی نیز درس طلبگی خواند و با ادبیات فارسی و عربی آشنایی کافی یافت (همان ، ص 31؛ سپنتا، 1366 ش ، ص 243، پانویس 1). در اوایل دهة 1300ش به تهران آمد و به دلیل صدای خوش و حسن سلیقه در انتخاب اشعار آواز، در محافل هنری تهران محبوبیت پیدا کرد. در سالهای 1305 تا 1307ش در «انجمن شعر وحید» با جمعی از هنرمندان ، از جمله علی اکبر شهنازی ، نوازندة تار، آشنا شد (سپنتا، 1366 ش ، همانجا) و در سالهای بعد چند کنسرت به همراه او و مرتضی محجوبی (نوازندة پیانو) و مرتضی نی داود (نوازندة تار) اجرا کرد و صدایش در صفحات گرامافون نیز ضبط شد. مشهورترین این آثار صفحة آواز همایون است که در حدود 1312ش در تهران ضبط شد (همو، 1369 ش ، ص 215). صفحة همایون تاج دهه های متوالی از شهرت و محبوبیت برخوردار بود و اکنون نیز از «آثار معیار» در بررسی مکتب آواز اصفهان است .


تاج اصفهانی چندی در شهرهای مختلف به مسافرت و اجرای برنامه گذراند و یک بار هم برای ضبط صدا به حلب سفر کرد (ستایشگر، ذیل مادّه ؛ سپنتا، 1366 ش ، همانجا) و سرانجام در اصفهان ماندگار شد.

تاج در سالهای 1319ـ1320ش از اولین خوانندگانی بود که با دستگاه تازه تأسیس رادیو تهران همکاری داشت (سپنتا، 1369 ش ، ص 216) و برنامه های بسیاری همراه ساز و ارکستر هنرمندان ــ از جمله با حبیب سماعی استاد بزرگ سنتور ــ اجرا کرد. تاج همچنین به طور مرتب با رادیو اصفهان همکاری می کرد و برنامه های زیادی از صدای او همراه ساز هنرمندان اصفهانی اجرا شد. همچنین در چند کنسرت بزرگ «انجمن موسیقی ملی » به رهبری روح اللّه خالقی در سالهای 1324ـ 1327ش شرکت کرد (همو، 1366ش ، ص 314). او در 1330 ش نیز مدت کوتاهی مشاور بخش موسیقی رادیو تهران بود.

تاج از سنین میانسالی تا اواخر عمر در اصفهان و تهران به تعلیم آواز پرداخت . از شاگردان او علیرضا افتخاری و حسین شاه زیدی شهرت دارند؛ افراد دیگری هم که حرفة موسیقی ندارند از بهترین شاگردان تاج اند که از میان آنان می توان از مرتضی شریف و مراتب نام برد. عدة دیگری نیز مانند حسین خواجه امیری ، معروف به ایرج (متولد 1304 ش )، غیر مستقیم از شیوة آوازخوانی او تأثیر پذیرفته اند. محمدرضا شجریان نیز از شیوة تاج در جمله بندی و ترکیب بندی در تحریر آواز بهره گرفته است (شجریان ، ص 32، 35).

بخش عمدة آثار تاج که گاه در رادیو اصفهان و بیشتر در منازل هنرمندان به طور خصوصی ضبط شده ، با نی سیدحسن کسایی (متولد 1307ش )، تار جلیل شهناز (متولد 1300ش ) و نیز تار عباس سروری و محمدرضا لطفی همراه است . همچنین یک دوره برنامة رادیویی در شناخت گوشه های آواز ایرانی با اجرای او ضبط شده است . در میان آثار فراوان تاج ، صفحة اذان و نیز تصنیف «به اصفهان رو» سرودة ملک الشعرای بهار، شهرت دارد (سپنتا، 1369 ش ، ص 216). آثار ضبط شدة تاج از حدود نیم قرن تلاش او در آوازخوانی حکایت دارد و دوران کار هیچ خواننده ای ، به غیر از اقبال آذر * این اندازه طولانی نبوده است . وی نمونة شاخص آوازخوانی در مکتب اصفهان است . دقت در این آثار متعدد و متنوع ، آشکار می کند که تاج از همان اوان جوانی سبک و شیوة خاص خود را در مکتب اصفهان یافته است و غیر از پختگی و جاافتادگی بیان گرم و دلنشین او، تغییر عمده ای در ارکان اصلی شیوة اجرای او شنیده نمی شود. شاید نظر به همین اختصاصات است که برخی صاحب نظران وی را مبتکر سبکی نوین و ویژه در آواز دانسته اند (تجویدی ، همانجا؛ طاهرزاده ، ص 27؛ لطفی ، ص 45). صدای تاج وسیع و پرطنین و قابل تطبیق با حدود صدای تنور در آواز اروپایی است (سپنتا، 1369 ش ، ص 215). خصوصیات ممتاز هنر تاج در اجرای آواز ایرانی عبارت است از: تنوع تحریر، اجرای گوشه های مهجور و مشهور، درک جملات آوازی و سازی ، حسن سلیقه در جمله بندی و رسم ترکیب مبتدا و خبر آغاز و اوج و فرود آواز، تسلط کامل در اجرای ضربیها و تصنیفها. امتیاز ویژة تاج «مناسب خوانی » او بود (همانجا؛ تجویدی ، همانجا) که این ، خود ثمرة حافظة نیرومند و محفوظات فراوان شعری او بوده است .

جلال تاج اصفهانی ، فردی متشرّع ، پایبند به اصول اخلاقی و آراسته به ارزشهای بلند انسانی بود و هیچگونه آلودگی نداشت و از همین رو توانست قدرت صدا و نفس و طنین سالم آوازش را تا آستانة هشتادسالگی حفظ کند. وی در 1360ش در اصفهان درگذشت و در گورستان تخته پولاد به خاک سپرده شد.

منابع : علی تجویدی ، «اصفهان و تاج »، در یادنامة تاج : بمناسبت یکمین سال درگذشت جلال تاج اصفهانی خوانندة مشهور ایران ، چاپ منوچهر قدسی ، اصفهان ?] 1361 ش [ ؛ ساسان سپنتا، تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران ، اصفهان 1366 ش ؛ همو، چشم انداز موسیقی ایران ، تهران 1369 ش ؛ مهدی ستایشگر، واژه نامة موسیقی ایران زمین ، ج 3 : نام نامة موسیقی ایران زمین ، تهران 1376 ش ؛ محمدرضا شجریان ، «در سوگ تاج اصفهانی : بزرگ مرد آواز ایران »، در یادنامة تاج ؛ محمد طاهرزاده ، «استاد جلال الدین تاج »، در یادنامة تاج ؛ محمدرضا لطفی ، «شیوة آوازخوانی تاج »، در یادنامة تاج .

/ سیدعلیرضا میرعلی نقی /


بر گرفته از سایت بنیاد دائره المعارف اسامی



دریافت فایل صوتی برنامه ی چکاوک از اینجا


مصاحبه ای با ادیب خوانساری


اسماعیل ادیب خوانساری به قولی در سال ۱۲۸۰ و به قولی در سال ۱۲۸۱ در خوانسار به دنیا آمد. پدر ادیب از روحانیون و خوشنویسان برجسته خوانسار بود. پدر ادیب میل داشت فرزندش را از نظر مقدمات زبان عربی و فارسی و مبانی فقه و اصول دینی تعلیم داده و سپس او را به نجف اشرف بفرستد و در کسوت عالمان دین و روحانیون درآورد. اسماعیل تا ۱۴ سالگی لباس طلبگی پوشید و عمامه بر سر گذاشت و موذن مسجد بود.


این برنامه 14 دقیقه ای را از اینجا دریافت کنید .

اکبر محسنی و چگونگی ساخت الهه ناز


سید اکبر حاج محسن تهرانی ( اکبر محسنی ) در تاریخ 1291هجری شمسی در شهر تهران دیده به جهان گشود. ایشان یکی از اولین معلمان انجمن موسیقی ملی بودند و در ارکستر انجمن به رهبری روح اله خالقی به نوازندگی اشتغال داشتند ایشان سالها در عراق تکنیک های نوازندگی عود را فراگرفتند و به منظور تدریس ، این ساز ایرانی را به ایران آورده و جایگاه ویژه ای برای آن در ارکسترهای رادیو ایران ایجاد نموده اند و خود نیز استاد نوازنده و مدرس آن بودند.

همانطور که ذکر شد او سابقه طولانی در تدریس موسیقی و سرپرستی ارکستر در رادیو تهران داشت، اما شهرت اصلی او به خاطر ساخت آهنگهای زیبایی است که خوانندگان بسیاری آنها را خواندند.

آهنگ جاودانی" الهه ناز" ، یکی از دلپسندترین و روح نوازترین آهنگهای آن استاد است که در سال 1333 به مناسبت تولد تنها دخترش ساخت و با شعر کریم فکور وصدا ی استاد بنان شهرتی بسزا یافت.  ستاره ،بخت بیدار ، دل شکن ،پشیمانی ، او نیامد و ... تنها نمونه ای از آثار بجا مانده از اکبر محسنی می باشد.

اکبر محسنی سرانجام در بامداد روز ششم مرداد ماه 1374 دور از وطن به عالم باقی شتافت و مشتاقان موسیقی اصیل ایرانی را داغدار کرد.

تصنیف زیبای "او نیامد" اثر استاد اکبر محسنی برروی شعری از بهرام تیمورتاش ، با صدای بانو فرح در ادامه ی این مصاحبه می شنوید.


 به راه وی تا سحر ماندم ژاله افشاندم او نیامد

به امیدش با نوای دل نغمه ها خواندم او نیامد

امید دل من کجایی

سحر شد چرا پس نیایی؟

چرا نیایی که بی تو نالانم

آتش عشقت زد شرر به جانم

شب تارم مه رخشان تویی تو

به گلزارم گل خندان تویی تو

ز قلب بی تابم چه خواهی

به چشم بی خوابم نگاهی

به راه وی تا سحر ماندم ژاله افشاندم او نیامد

به امیدش با نوای دل نغمه ها خواندم او نیامد

(برگرفته از وبلاگ آتش کاروان با اندکی تغییر و تلخیص http://atashkarevan.persianblog.com)


دریافت فایل مصاحبه

مرا ببوس

" مراببوس"
این بوسه وداع
بوی خون می دهد



Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

حسن گلنراقی خواننده ای غیر حرفه ای بود. سالها در بازار تهران( سرای بلورفروش ها) کسب و کار مختصری داشت. قدی بلند و موئی سفید. آرام و شمرده صحبت می کرد، حتی با مشتری های سمجی که برای بلور خریدن هم چانه می زدند. چنان آرام سخن می گفت، که گوئی می ترسد بلورها تاب قال و مقال را نیآورده و از روی "رف" ها سقوط کنند.


مغازه اش دربازار سنتی تهران نه بزرگ بود و نه کوچک. تاب آنهایی را که یادش بودند و به دیدارش می آمدند بیشتر می آورد تا مشتری ها را. به سن و سال خودش بودند. شاید من که در سال 1355 و در جستجوی گذشته ها، خود را به تیمچه اش رسانده بودم، جوان ترین پرس و جو کننده سالهای پس از 28 مرداد بودم، که تا آن روز دیده بود. پرسان پرسان پیدایش کرده بودم.  بقول رهیری معیری ... "یک بوسه صبا، ز جا برده بود مرا"(1). دود باروت سیاهکل خوابیده بود و کار به جویدن "سیانور" در خیابان ها و خانه های تیمی کشیده بود. از کجا آغاز شده و بدین جا رسیده بود؟

گلنراقی اهل ذوق بود. در سالهای پس از کودتای 28 مرداد که دور هم به غمخواری و تسلای آوار کودتا جمع می شدند، ترانه ای را که "حیدر رقابی” سروده بود خواند.

با همین ترانه نامش در لیست خوانندگان ایران قرار گرفت. خودش می گفت: به تشویق دوستان ترانه دیگری هم خواندم، اما خیلی زود تصمیم گرفتم کنار بکشم. صدای من با "مراببوس" باید در خاطرها می ماند. گوشه گرفتم. از بچگی عشق گوزه گری و بلور سازی داشتم. رسیدم به سرای بلورفروش ها. هیچکس در این سرای بی کسی نمی داند من کیستم و "مراببوس" چیست!

 درسالهای بعد از کودتای 28 مرداد، بسیاری از شنوندگان ترانه غمگین و درعین حال شورانگیز "مرا ببوس" بر این تصور بودند که شعر این ترانه را سرهنگ "سیامک" از رهبران سازمان نظامی حزب توده ایران، پیش از اعدام در زندان و در وصف سرنوشت تراژیک افسرانی که اعدام می شدند سروده است. حتی عده ای فکر می کردند این ترانه را سرهنگ مبشری عضو دیگر رهبری سازمان مذکور در وصف "سیامک" سروده است. زیر فشار این شایعه بود که سرانجام مطبوعات به اشاره ساواک نوشتند سراینده ترانه عاشقانه مراببوس شاعری بنام "حیدررقابی” است. ساواک راست گفته بود، اما این فقط نیمه پر لیوان آب بود. روی دیگرش عبورکوتاه رقابی از زندان تیموربختیار و تاثیر پذیری اش از آن دوران بگیر و شکنجه کن و اعدام کن بود.

رقابی نیز نه ترانه سرا بود و نه مدعی ترانه سرائی. دستی در شعر و ادبیات ایران داشت و شوری در سر که "مراببوس" بازتاب آن بود. 

دم و دستگاه کودتا که تاب افسانه مراببوس نداشت و می دانست زمزمه مراببوس اجازه نمی دهد دهه 30 فراموش شود، ابتدا پخش آن را از رادیو ممنوع کرد.

مراببوس از این مرحله به بعد سینه به سینه به نسل بعد از 28 مرداد که خود شاهد وقایع آن نبود منتقل شد و به ترانه ای ملی تبدیل گشت. ترانه ای که دو نسل کودتا و پس از کودتا آن را در مخالفت با سرکوب و دیکتاتوری کودتاچی ها زیر لب زمزمه کرد. حتی صفحه 45 دور و کوچک آن نیز نایاب شده بود و این خود مانند هر ممنوعه دیگری بیشتر مشوق نسل بعد از کودتا بود تا آن را پیدا کرده و گوش کنند. نه تنها نایاب شده بود، بلکه اگر برای دستگیری کسی وارد خانه او می شدند و صفحه مراببوس را پیدا می کردند آن را بعنوان مدرک جرم سیاسی با خود می بردند تا ضمیمه پرونده سیاسی طرف شود.

 دریک دوره نیز، دستگاه تبلیغاتی دربار کودتاچی، با انگیزه عاشقانه جلوه دادن مراببوس و نفی هویت سیاسی آن، اجازه داد چند خواننده روز ایران، نظیر ویکن و ... قسمت اول این ترانه، که عاشقانه جلوه می کرد را بخوانند، اما قسمت دوم ترانه که مربوط به سحرگاه تیراباران بود همچنان در لیست سانسور ماند.

حتی خوانندگان حرفه ای و مشهوری نظیر ویکن و دیگران هم نتوانستند اجرائی به دلنشینی و خاطره انگیزی "کلنراقی” از این ترانه ارائه دهند و این اجرا ها با استقبال مردم روبرو نشد.

 درسالهای پس از کودتا؛ گلنراقی نیز چند بار به ساواک احضار شد. در آن دیدار 55 که در گوشه تیمچه اش لبی به چای تر کردم و عکسی به یادگار گرفتم، گفت که بارها احضار شده تا بگوید با چه انگیزه ای مراببوس را خوانده است. هر بار توانستم بازجوها را قانع کنم که این ترانه را فقط بدلیل زیبائی عاشقانه آن خوانده و اساسا خواننده حرفه ای نیست. یکبار خواندم و دیگر هم نخواندم.

همین بازجوئی ها را حیدر رقابی هم پس داد. انکار او دشوار تر از گلنراقی بود، زیرا پس از کودتا مدتی زندانی بود و پرونده سیاسی داشت.

 "مرا ببوس" ترانه قهرمانی، سرود آخرین ساعات پیش از اعدام، فریاد علیه کودتا و اختناق بود و با همین شناسنامه در تاریخ ایران ماندگار شد. همین است که تا هر وقت اعدام و کودتا و اختناق هست، مرا ببوس هم هست. همین است که پس از انقلاب 57 تا چند سال نه کسی مراببوس گوش می کرد و نه کسی بدنبال صفحه و نوار آن بود.

 در سالهای دهه 60 یکبار دیگر در زندان های جمهوری اسلامی زمزمه مرا ببوس شروع شد، حتی از سوی جوانانی که نمی دانستند ریشه های مرا ببوس به درخت تنومند اختناق و ظلم در ایران وصل است.

 حیدررقابی در سال پایان دهه 1360 چشم بر جهان فرو بست و گلنراقی نیز در مهر ماه 1372. آنها، هر دو رفتند، اما ترانه ای را از خود به یادگار گذاشتند که تا زندان و اعدام هست، یاد آنها نیز زنده است.

وقتی برای گلنراقی در تهران مجلس یاد بود گرفتند، جمع روشنفکران کشور که در مجلس ختم او شرکت کردند بیش از تجار و تیمچه داران بازار سنتی ایران بود که به حکومت رسیده بودند.

 1- بخشی از غزلی زیبا از رهی معیری که آغاز و فرجامش را در زیر می خوانید:

«همراه خود، باد صبا می برد مرا

یا رب، چو بوی گل به کجا می برد مرا

....

برگ خزان رسیده بی طاقتم رهی

یک بوسه نسیم، به کجا می برد مرا»


زیبایی این آهنگ تا حدی است که خوانند گان زیادی آنرا اجرا کرده اند که هر کدام زیبا وشنیدنی است اما مرا ببوس نراقی شنیدنی تر


مرا ببوس با صدای حسن گل نراقی

مرا ببوس با صدای خانم الهه

مرا ببوس با صدای خانم خاطره پروانه

مرا ببوس با صدای عارف

مرا ببوس با صدای ویگن

موسیقی بی کلام مرا ببوس 


البته خوانندگان دیگر چون منصور ومصطفی نیز این ترانه را اجرا کرده اند که ضمن موجود بودن در آرشیو ، به دلایلی که خودتان بهتر می دانید در کنار اجرای این بزرگان قرار ندادم .

ویلن نوازی اعجاب انگیز(تصویری)


ویلن نوازی این دختر کم سن وسال از نظر سرعت ودقت ، تعجب همگان را بر انگیخته است


دریافت فایل 3gp

این وبلاگ تا 28 اردیبهشت ماه به روز نخواهد شد .

چرا که

28 اردیبهشت روز تولد شاهدان و یکسالگی این وبلاگ است .

بنابراین برنامه های ویژه ای تقدیم خواهد شد .

دیدار دوستان رادیو گلها ،شاخه ی اصفهان

دیدار دوستان رادیو گلها ،شاخه ی اصفهان




بنا به توافق قبلی دیدار دوستان رادیو گلها روز جمعه 17 اردیبهشت ، در بقعه ی استاد تاج اصفهانی در تکیه ی سید العراقین انجام شد .

دیدن دوستان نادیده آنچنان شوقی به همراه داشت که گویی لحظه ی دیدار صمیمی ترین دوستان فرا رسیده است .گویی هیچ کس با هیچ کس غریب نبود .همه با وجود اولین دیدار ،تجربه ی مدتها دوستی در فضای اینترنت را به صمیمیت حقیقی پیوند زدند .عصر جمعه در روزهای فاطمیه،آنهم در نزدیکی کلانتری جمع شدن تعدادی ،در کنار مزار استاد آواز ایران ،دلهره ی عجیبی داشت که این نگرانی با دیدن یاران همدل فراموش شد .

وزش باد کلام را در خود می پیچید . تصنیف« به اصفهان رو» آغاز گر بی ریای یادی از استاد بود بعد از نثار فاتحه بر مزار ایشان ومعرفی دوستان گلها .  

از دوستان ویاران به نیکی یاد شد ، سعید پور،سلیمانی ،گچکار وکار بی بدیل عاشقان گلها ،غیبت پر مفهوم بانو بینا ،کناره گیری هنر دان ،شفق ،موریس ورویا و...

والبته شیرین گوئیهای آذر افزای جمع گلها وباز منحرف شدن مسیر گلها به نا کجا آباد سلائق و دلبستگی ها .

آشنایی با افکار متعالی آقای ضیایی ،شیرین گفتار جمع همین طور شناخت دوباره ی هنر مند بزرگ اصفهان حسن کسایی وفرزندانش و....

ویادم آمد بگویم که بهترین عکسها اگر هنوز در دوربین باشد،هیچ ارزشی ندارد ،شاید مثل برنامه های آرشیو داران حرفه ای

در پایان نیز دوباره بر مزار غریب استاد نایب اسد الله اصفهانی


و پس از خدا حافظی ،هر یک در اندیشه ی دیدار دوباره و برنامه های دیگر . ومن در ذهن خویش می کاویدم کدام عضو اصفهانی گلها بود که در جمع بی ریای ما حضور نیافت .

دریافت فایل mp3  به حجم 5mb

دریافت فایل 3gpبه حجم 9mb

دریافت فایل flv به حجم 40 mb

از دوستان به دلیل تاخیر در اطلاع رسانی عذر خواهی می نمایم .

دیدار گروه گلها شاخه ی اصفهان


بنا به پیشنهاد دوستان گروه گلها ،دومین دیدار اعضای رادیو گلها شاخه ی اصفهان در جوار

آرامگاه سلطان آواز ایران جلال تاج اصفهانی واقع در تکیه ی سیدالعراقین

روز جمعه 17 اردیبهشت ماه ساعت 17 انجام می شود .

40حکایت ، 40 راز موفقیّت حکایت سی و دوّم

مُشتریِ آرایشگاه و اثباتِ وجود خدا !



مردی برای اصلاحِ صورتش به آرایشگاه رفت. درحالِ کار گفتگوی جالبی بین او و آرایشگر درگرفت. آ نها دربارة موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند وقتی به موضوع خدا رسیدند آرایشگر گفت: « من باور نمی کنم خدائی وجود داشته باشد »  مشتری پرسید:  چرا باور نمی کنی !؟ آرایشگر جواب داد: « کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض پیدا می شد، بچه های بی سرپرست پیدا می شدند. اگر خدا وجود می داشت نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصوُّر کنم که اجازه میدهد این چیزها وجود داشته باشد »

مشتری لحظه ای فکر کرد امّا جوابی نداد چون نمی خواست جرّ وبحثی پیش آید. آرایشگر کارش را تمام کرد ومشتری از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه اواز آرایشگاه بیرون آمد درخیابان مردی را دید با موهای بلند وکثیف وبه هم تابیده وصورتِ اصلاح نکرده ظاهرش کثیف وژولیده بود. مشتری برگشت ودوباره وارد آرایشگاه شد وبه آرایشگر گفت: « میدانی، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند» آرایشگر باتعجُّب گفت: « چرا چنین حرفی می زنی من اینجا هستم، من آرایشگرم، من همین الان موهای تورا کوتاه کردم» مشتری با اعتراض گفت: « نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچ کس مثل آن مردی که بیرون است با موهای بلند کثیف وصورتِ اصلاح نکرده پیدا نمی شد» آرایشگر جواب داد: «آرایشگرها وجوددارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تأکید کرد: « دقیقاً  نکته  همین است !  خدا  هم وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمی کنند ودنبالش نمی گردند،  برای رفع مشکلاتشان از او یاری نمی جویند، به او توکُّل نمی کنند واز راهنمائیهای او برای رسیدن به آرامش و خوشبختی استفاده نمی کنند و حتی به نصایحِ فرستادگانِ او که به پاکی ، صداقت و دلسوزی آنها نیز عقیده دارند عمل نمی کنند و لذا چنین افسرده و پریشان احوال و سرگردان و بی هدف زندگی می کنند و برای همین است که این همه درد ورنج در دنیا وجود دارد .

زخمه های دل سلاطین تار و تمبک وآواز


به نام آفریننده زیباییها
با عرض سلام به همه صاحبدلان دلسوخته هنر موسیقی مظلوم  ایرانی
 
فایل تقدیمی نسخه صوتی ازقسمتی از یک فایل تصویری با حجم حدود 300 مگابایت مربوط به سال 1371میباشد که به لحاظ محدودیت حجم قابل دانلود فقط قسمت مربوط به استاتید گرانقدر آقایان بترتیب جلیل شهناز-جهانگیرملک--ایرج فقط بصورت صوتی تقدیم صاحبدلان میگردد
و برای سهولت بیشتر در دانلود به 2 قسمت یکی  پیش درآمد و چهارمضراب
و قسمت دیگر آوازو جواب آواز تفکیک گردید که دراصل هردوفایل یک فایل میباشد
و این بارصداها بسیار محزون ترازهمیشه بنظرمیرسد و گویی نامهربانیهای جامعه هنر امروز  این عزیزان را متاثر نموده بطوریکه در ابتدا سخنان گله آمیز استادشهناز از وضعیت موسیقی و همچنین تعریف موسیقی سنتی توسط برخی از افراد ی که از آنان انتظار نمیرود( بعضی هنرمندان مطرح امروز )خاطر ایشان را آزرده ساخته البته گو اینکه بعدها درصدد دلجویی این استاد گرانقدربرآمدند تا جاییکه خودرا شاگردایشان نامیدند وبردستان ایشان نیز بوسه زدند.... ولی افسوس که آب رفته هرگز  به جوی باز نیامد
نکته غم انگیز دیگراینکه باوجود این خیل عظیم نوازندگان هنوز کسی نتوانسته حتی به تعبیر جناب آقای تجویدی  نزدیک به این استاد بزرگ بنوازد گویی خداوند قشر هنرمند را نیز همانند دیگر اقشار این زمانه درشرایط  آزمون قرارداده   
و شاید هم اگر روزی چنین اتفاقی بیفتد بعضی بدون درنظرگرفتن شرایط فردی و اجتماعی هنرمند خرده بگیرند که چرا سبک استاد را بهبود نبخشیده و از ایشان تقلید میکند  
و همانگونه که حقیر در دردنامه ام که قبلا به استحضار برخی سروران وعزیزان رسانیدم  امروزبا این کوههای سربه فلک کشیده برسرراه موسیقی مظلوم ایرانی  اگر کسی به ده قدمی استاد شهنازنیز  برسد از معجزه های تاریخ موسیقی این سرزمین  است
 نوازندگیهای امروز فقط در تکنیک (با تعریف صرفا سرعت )خلاصه میشودو جملات موسیقی و تمام حالتهای دلنشین و زیباییهای موسیقی ایرانی و وضوح کلام برای خوانندگان ...  که ( هیچیک امروزه  تکنیک بحساب نمی آید ) فدای تکنیک آنهم با این تعریف گردیده 
  گویی اغلب  هنرمندان مطرح امروز موسیقی ما موسیقی را فراموش کرده اند  
با آرزوی بهروزی همه سروران و آرزوی بازگشت دوباره عظمت و زیباییهای موسیقی ایرانی نه در مجامع سیاسی داخل و خارج و مافیای موسیقی  بلکه در جامعه واقعی هنر موسیقی که در حال حاضر درکشورما جایگاهی ندارد
ارادتمند سردشتی

شاهدان نیز از این هنر مند توانا وآگاه جناب سردشتی بزرگوار به خاطر ارسال این برنامه ،صمیمانه تشکر وقدر دانی می نماید

دریافت قسمت اول این برنامه

دریافت قسمت دوم این برنامه

بزم خصوصی تاج اصفهانی ودلکش

این برنامه را یکی از دوستان گروه گلها درخواست کرده بود .

با توجه به این که  ضبط این برنامه  به صورت خانگی است ، فاقد کیفیت مناسب است


دریافت قسمت اول بزم به بزرگی 12 mb


دریافت قسمت دوم بزم به بزرگی 7 mb

سه تار نوازی استاد تجویدی (تصویری )


این برنامه را آقای امیر جعفری برای گروه گلها ارسال کرده بودند به دلیل زیبایی اثر، با کسب اجازه از محضر ایشان در شاهدان قرار دادم .


دریافت فایل تصویری از اینجا

آخرین ویرایش لیست برنامه های گلها


آخرین ویرایش لیست برنامه های گلها که با همکاری دوستان عزیز گلها آقایان حجتی ،مختاری فرد ،گچکار،شفق ،مهدیفر و کسروی تا اردیبهشت ماه 1389 آماده شده است ،تقدیم  می گردد.

به راستی که چنین اطلاعات کامل و دقیق در مورد برنامه های گلها در یک فایل ،کاری است که ساعتها وقت  وحوصله صرف آن شده است وهمین اطلاعات خود خدمتی است بزرگ در جهت گسترش وحفظ این میراث گرانبهای هنری وفرهنگی .

از سوی تمامی کسانی که این فایل را دریافت می کنند از این بزرگواران تشکر وقدر دانی می کنم





صفحه ی آخر این فایل


دریافت فایل اکسل از اینجا

بروزرسانی جدید (0.92) از فایل فهرست جامع و متن آثار استاد شجریان


مهمترین محتویات و قابلیتهای این فایل عبارتند از:


1. متن کامل اشعار خوانده شده و سروده شده + نام شعرا در قالب بندی رنگ بندی شده و چشم نواز

2. آهنگساز، دستگاه موسیقایی، سال اجرا، و سال انتشار هر آلبوم

3. فهرست‌های الفبایی به تفکیک آوازها و تصانیف برای کلیه قطعات و آثار، با لینک به صفحه آلبوم هر اثر

4. فهرست کلی و متن قطعات اجراشده قدیمی در رادیو

5. فعال بودن لینک‌ها در فایل PDF


تغییرات نسخه «0.92» نسبت به نسخه «0.90»:


1. فعالسازی لینکها برای نگارش 9 نرم افزار Adobe Acrobat

2. ایندکس شدن کل متن دوبیتی ها و رباعی ها در فهرست های الفبایی آوازها و تصانیف؛

3. اصلاح کلی لینکها + اصلاح موردی ایرادات و اشکالات جزئی یافته شده در لینکها؛ و

4. افزوده شدن متن اشعار آلبوم «آب، نان، آواز» همایون شجریان.


با تشکر از جناب آقای میر مهدی مدیر محترم وبلاگ نغمه های ایرانی 


این فایل را از وبلاگ نغمه های ایرانی دریافت کنید .

تکنوازان برنامه شما ره 640

تکنوازان  برنامه شما ره 640

نوازندگان : فریدون حافظی ،رضا ورزنده ،کامران داروغه و جهانگیر ملک

دستگاه : ماهور

تکنوازان برنامه شما ره 639

تکنوازان  برنامه شما ره 639

نوازندگان : مجید نجاحی ،اسد الله ملک و جهانگیر ملک

مایه ی افشاری

تکنوازان برنامه شما ره 637

تکنوازان  برنامه شما ره 637

نوازندگان : اسد الله ملک ،منصور صارمی و جهانگیر ملک

دستگاه : شور

تکنوازان برنامه شما ره 636

تکنوازان  برنامه شما ره 636

نوازندگان : همایون خرم ، جلیل شهناز ،مجید نجاحی و جهانگیر ملک

دستگاه : افشاری