شاهدان

بی قرار هیچ قراری نبودم ،مگر قراری که با تو داشتم و هرگز نیامدی.

شاهدان

بی قرار هیچ قراری نبودم ،مگر قراری که با تو داشتم و هرگز نیامدی.

یک شاخه گل برنامه شماره 60

یک شاخه گل برنامه شماره 60 آهنگ درمایه ی افشاری از آقای حسین یاحقی  است.

آواز این برنامه راگلپایگانی به همکاری بدیعی ومجد اجرا کرده است

هر سو که دویدیم همه سوی تو دیدیم     هر جا که رسیدیم سر کوی تو دیدیم

با تشکر از استاد ارجمندم جناب احمد فرد

یک شاخه گل برنامه ی شماره 39

یک شاخه گل برنامه شماره 39  آواز این برنامه را الهه اجرا شده است.

شرح حال پروین اعتصامی

به از پرهیز کاری زیوری نیست     چو اشک درد مندان گوهری نیست

با تشکر فراوان از جناب احمد فرد

یک شاخه گل برنامه شماره 38

یک شاخه گل برنامه شماره 38  آواز این برنامه را سیما بینا  اجرا شده است.

شرح حال صائب تبریزی شاعر قرن یازدهم متولد اصفهان

گر ستود گل کنم بر سنت بلبل خطاست     من که در آتش پرستی امت پروانه ام

با تشکر از استاد ارجمندم جناب احمد فرد

یک شاخه گل برنامه شماره 35

یک شاخه گل برنامه شماره 35  این برنامه در دستگاه شور با سیما بینا اجرا شده است.

شرح حال سروش اصفهانی(شمس الشعرا)

زچهره خون چکدش چون بر او نگاه کنی       دگر ازو طمع بوسه از چه راه کنی

مژه سیاه وخط وخال وزلف وچشم سیاه       مسلم است که روز مرا سیاه کنی 

با تشکر از استاد ارجمندم جناب احمد فرد

یک شاخه گل برنامه ی شماره 34

یک شاخه گل برنامه ی شماره 34

   این برنامه در دستگاه سه گاه با آوازذبیحی اجرا شده است.

با تشکر از استاد ارجمندم جناب احمد فرد

یک شاخه گل برنامه ی شماره 19

یک شاخه گل برنامه ی شماره 19 

ابیات از سعدی ،آهنگ از برنامه ی گلهای صحرایی گوینده روشنک

وقت طرب خوش یافتم آن دلبر طناز را        ساقی بیار آن جام می ، مطرب بزن آن ساز را

با تشکر فراوان از جناب علی یگانه

سیاه مشق

سیاه مشقی زیبا از دوست وهمکار ارجمندم استاد علیرضا قاضی تقدیم به دوستداران هنر .

این اثر زیبا را با کیفیت عالی از اینجا دریافت کنید.

گلهای جاویدان برنامه شماره 155

گلهای جاویدان برنامه شماره 155 این برنامه با صدای قوامی وشهیدی اجرا شده است.هنرمندان عبارتند از:


حسن کسایی (نی) - مهدی خالدی (ویولون) -
 احمد عبادی (سه تار)

گلهای جاویدان برنامه شماره 148

گلهای جاویدان برنامه شماره 148 این برنامه در دشتی واصفهان  با صدای قوامی وگلپایگانی اجرا شده است

محجوبی - کسایی - عبادی - پرویز یاحقی - حبیب اله بدیعی هنرمندان این برنامه می باشند.

با تشکر از جناب آقای علی یگانه

گلهای جاویدان برنامه شماره 145

گلهای جاویدان برنامه شماره 145 این برنامه در دستگاههای ابوعطا - افشاری - دشتی - شور با صدای بنان وگلپایگانی اجرا شده است.هنرمندان عبارتند از:عبادی - محجوبی - بدیعی - شهناز - یاحقی گوینده :روشنک 

با تشکر از جناب آقای علی یگانه

گلهای جاویدان برنامه شماره 128

گلهای جاویدان برنامه شماره 128  هنرمندان این برنامه عبادی ،کسایی ،تجویدی ،ورزنده وافتتاح صدای جاودانه ی استاد بنان را همراهی می کنند.

در این برنامه دکتر لطفعلی صورتگر در مورد حکیم سنایی صحبت می نمایند.

با تشکر از جناب آقای علی یگانه

گلهای جاویدان برنامه شماره 91

گلهای جاویدان برنامه شماره 91    این برنامه با همکاری بنان و پروانه در دستگاهای ماهور وابو عطا اجرا شده است .گوینده روشنک


سوز من با دیگری نسبت مکن          اونمک بر دست ومن بر عضو ریش

تورا بر درد من رحمت نیاید               رفیق من یکی همدرد باید

 که با او قصه بر گویم همه روز            دو هیزم را بهم خوشتر بود سوز      

تکنوازان برنامه شما ره 520

تکنوازان  برنامه شما ره 520 در این برنامه هنر مندان احمد عبادی،اسد الله ملک منصور صارمی و جهانگیر ملک قطعاتی را در مایه ی افشاری اجرا می کنند 

با تشکر از استاد ارجمندم جناب احمد فرد

گلهای صحرایی برنامه شماره 3

گلهای صحرایی برنامه شماره 3 این برنامه با صدای خانم آذر(آذر میدخت عظیما) اجرا شده است.رباعیات بابا طاهر آهنگ محلی بیرجندی ،شعر بیژن ترقی گوینده : روشنک .زمان این برنامه 13 دقیقه و14 ثانیه است.

این برنامه تقدیم به دوست خوبم جناب محسن سعید پور.با آرزوی سلامتی ایشان .

گفتگو با هنر مندان

گفتگو با هنرمندان موضوع جدیدی است که تصمیم دارم آنرا برای علاقمندان در وب قرار دهم مصاحبه وگفتگو با اساتید بزرگی چون بنان ،تجویدی ،خالدی،قمر الملوک وزیری ،دلکش ،الهه و...

اولین برنامه گفتگو با استاد احمد عبادی

40 حکایت ، 40 راز موفّقیّت حکایت چهارم

40 حکایت ، 40 راز موفّقیّت                                    حکایت چهارم

حکایت نجات یافتنِ الاغِ دانا از مرگ حتمی !

کشاورزی بود که الاغ پیری داشت . روزی الاغ در چاهِ نزدیکِ منزلِ کشاورز سقوط کرد .

کشاورز چون از الاغ دل کَنده بود و بیرون آوردنِ اورا از ته چاه مقرون به صرفه نمی دانست ، از همسایه ها خواست تا به کمکِ او بیایند و چاه را با خاک پُر کنند تا هم الاغ مدفون شود و هم بویِ تعفُّنِ او فضا را آلوده نکند .

همسایه ها خاک آوردند و شروع به پُر کردن چاه نمودند . هر بار که سطل ِ پُر از خاک را داخل چاه می ریختند ، الاغ پیر بر حسبِ عادت بر می خاست ، خودش را تکان می داد و مستقیم و سرِ پا می ایستاد .

نتیجه آن شد که کم کم ارتفاع چاه کمتر و کمتر شد و الاغِ پیر با تکیه بر اصلِ: «خودت را تکان بِده و سرِ پا بایست » موفّق شد از همان چاهی که قرار بود مدفَنَش شود ، نجات یابد !

مشکلات ، فرصتهائی برای شروعِ مجدّد و هوشمندانه در خود دارند

 

به نقل از سررسید نامه موسسه موفّقیّت

استاد حامدیان

استاد حامدیان یکی از با اخلاق ترین وبهترین دوستان من است که خیلی چیزها از ایشان یاد گرفته ام .

یکی از ویژگیهای کارهای استاد احساسی هست که به بیننده منتقل میکند.

سعی می کنم نمونه ای از کارهای این استاد را در وبلاگ بیاورم.

نمونه کار رنگ و روغن دخترک و سگ

« گزیده ای از اندیشه ها و احساسات با شکوه »

پائولو کوئیلو «کیمیاگر»:
در جوانی آنگاه که رؤیاهایمان با تمام قدرت درما شعله ورند خیلی شجاعیم ولی هنوز راه مبارزه را نمی دانیم، وقتی پس از زحمات فراوان مبارزه را می آموزیم دیگر شجاعت آن را نداریم.

*** گوته:
«هر آنچه را که می توانید انجام دهید ، و یا در رؤیای خود می بینید که قادر به انجام آن هستید شروع کنید ، جسارت در بطن خود، نبوغ و قدرت جاودانه ای را نهفته دارد».

*** ک.گ.یونگ:
این ذهن است که ذهن را جلب می کند، فقط درست ها می آیند و ما به وسیله ناخودآگاهی هدایت می شویم زیرا ناخودآگاه می داند

***جلال الدین رومی:
کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد.

** فروید از کتاب شور ذهن:
زمانی دراز نگرانیم که چگونه زنده بمانیم، بعد خود را دل مشغول چگونه نمردن می کنیم این است تمایز هوشمندانه.

** اشو:
همیشه به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی، همزمان دره ای عمیق نیز در کنارش دهان باز خواهد کرد. اگر می خواهی به بهشت دست پیدا کنی، ریشه های تو باید در خود جهنم پا بگیرند.

دراین صحرای ِ تنهایی

دراین صحرای ِ تنهایی

در اینجایی که حتی واژه ها هم می گریزند

در این آشفته ی حالی

که تو ای مهربان یادِ مَنَت نیست

منِ افسرده دل هر روز صد بار

به یاد گفته ی تلخ و شرر بارم

هزاران بار می نالم

هزاران بار می گریم

چه گویم

گر چه هر لحظه

بیادِ تو نباشم، زود میمیرم

در این محنت سرایِ خویشتن سازم

وجودت با هزاران یاد

یادِ سبزِلبخندِ نخستین بار

یادِ دِلنشین یک کلام ساده امّا

با صفایِ کودکی زیبا

به یادِ مهرِ بی مزدِ شبانه

بیادِ آن سکوت سرد وسنگین دوباره

ویادی از شکوفایی یاسِ آشنایی

باز می گویم

وجودت با هزاران یاد

با من می کند فریاد

که ای ناپخته ی مهر ووفا

 آلام ودردِ چیدن گل را

- برای تو-

به هرز آب نگاهی

از چه دادی ؟

تو مرواریدِ زیبای محبّت را

به دستاویزِ مکر وحیله وترفند

با یک دم

دمِ ناپاک و زهر آلودِ یک لحظه

بدادی وبجایش هیچ نستادی!