حکایت دخترِ خدمتکار و مردِ باربَر!
زندگی وقتی مفهومِ حقیقی می یابدکه در راه خدمت به دیگران صرف شود. در واقع آنهایی که از عظمت روحی بیشتری برخوردارند ، متواضع ترهستند و خدمتِ بیشتری برای دیگران انجام می دهند.
یکی از مـردانِ ثروتمند و مشهـور، مالکِ قلعـه با شکوهـی بود و در آن زندگی میکرد. امّا این مردِ بزرگوار از روحی ساده ، فروتن و مهربان برخوردار بود. یک روز وقتی که او در ایستگاه راه آهن بود ، چشمش به دختری غریبه افتاد که با چمدانی بزرگ از قطار پیاده شد. او قرار بود که به عنوان مستخدم مشغول به کار شود. دخترک که فقط سکّه ای ناچیز تمامیِ دارائی او بود ، آن را به باربَر داد تا چمدان سنگینش را به آدرسی که در دست داشت ، حمل کُند امّا مردِ باربر با تحقیر از پذیرفتن سکّه و انجام این کار خودداری کرد . در این هنگام ، مردِ داستانِ ما که لباس ساده ای برتن داشت ، قدم پیش گذاشت و به دختر جوان پیشنهاد کرد که چمدان اورا بَرایش بِبَرَد. زمانی که آن دو به قلعه رسیدند ، مرد با مهربانی سکّه ناچیزِ دخترک را پذیرفت و کوچک ترین نشانه ای هم از هویّتِ خود آشکار نکرد. روز بعد هنگامی که دخترِ خدمتکار، کارفرمای خود را ملاقات کرد فهمید آن مردی که او پنداشته بود باربَر است ، کسی نیست جز صاحبِ منزل!
در پناه او ، جی.پی.واسوانی ، ص 23
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 310
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 305
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 283
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 275
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
روز شنبه ساعت ۱۴ آقای هنر دان برای دیدنم به نمایشگاه بین المللی آمدند.اینکه ایشان با این سن و داشتن بیماری، رنج راه را بر خود هموار کردند و در آن ساعت به دیدنم آمدند ،بسیار شادی بخش وخجالت آور بود.بعد بنا به خونگرمی ومحبت مرا به منزلشان دعوت کردند.
در مسیر آنچنان گفتیم وشنیدیم که راه بسیار کوتاه می نمود.
کرج آپارتمان ...... طبقه اول ،پلاک اول
وارد شدیم وخیلی زود به سراغ مجموعه بی نظیر وگرانبهایشان رفتیم .مجموعه ای بیش از ۴ ترا بایت
با صمیمیت تمام ، مجموعه برنامه های صوتی خود را که بیش از ۳۵۰ گیگ بود برایم آماده کردند ،بدون چشم داشت به حتی یک برنامه .کاری که درست در اردیبهشت سال قبل هم انجام دادند.
از خصوصیت این مجموعه، طبقه بندی زیبا وبا حسن سلیقه بسیار بود.برنامه هایی که حتی اسم آنها را هم نشنیده بودم .
به گرمی پذیرفت وبه گرمی بدرقه ام کرد.در مترو مدام به این ایثار هنری می اندیشیدم به صفای قلبی اش وبه خلوص نیتش،تا جایی که متوجه نشدم همه از مترو پیاده شده اند وتنها من ماندم در آخر خط.
سلامتی وطول عمر با عزت را برای این بزرگ مردهنردان از ایزد یکتا آرزو میکنم.
زآنجا که پرده پوشی عفو کریم توست برقلب ما ببخش که نقدی است کم عیار
روز جمعه برای خریدوبازدید به نمایشگاه کتاب رفته .یک راست به انتشارات روز بهان که کتابهای نادر ابراهیمی را چاپ می کند، رفتم.
پس از انتخاب چند جلدکتاب سراغ کتاب تکثیرتاسف انگیز پدر بزرگ را گرفتم.
که حامد عزیز(مسئول غرفه) توضیحات خوبی را در مورد کتابها وبرنامه های آینده دادند.
اینکه تا دو ماه دیگه این کتاب از زیر چاپ خارج می شود.
همان طور که می دانید کتابهای سه گانه چهل نامه کوتاه به همسرم ،بار دیگر شهری که دوست می داشتم ویک عاشقانه آرام ازهر دیدگاه با بقیه نوشته های استاد تفاوت دارد
این مجموعه بسیار ارزشمند و زیبا ، قرار است با شکل واندازه ی جدید منتشر شود خواندن این مجموعه را به همه ی دوستان سفارش می کنم
دیگر اینکه مجموعه ای با نام گزیده های نادر در حال آماده سازی وچاپ است .
البته من اجازه استفاده از گزیده های کتابهای نادر را در وبلاگم به صورت شفاهی گرفتم.
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 265
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 262
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 256
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد
با تشکر از استاد ارجمندم جناب آقای احمد فرد