شاهدان

بی قرار هیچ قراری نبودم ،مگر قراری که با تو داشتم و هرگز نیامدی.

شاهدان

بی قرار هیچ قراری نبودم ،مگر قراری که با تو داشتم و هرگز نیامدی.

40حکایت ، 40 راز موفقیّت حکایت سی و نهم

عاقبتِ افسرِ امپراتور و تصمیمِ مردم روستا !


مردی حکیم ازراهی میگذشت. متوجه شد جمعیتی دور مجروحی جمع شده اند و با خوشحالی به او می نگرند و هیچ کمکی به او نمی کنند . با تعجب خود را به لا به لای جمعیت به مجروح رساند و دید او مردی است میانسال و درشت هیکل که از اسب بر زمین سقوط کرده و آسیب سختی دیده است . مرد حکیم با تعجّب از مردم پرسید : « چرا به او کمک نمی کنید و او را به طبیب نمی رسانید؟ »

یکی از بین جمعیت با خوشحالی گفت : « شما نمی دانید این آدم چقدر پست است . او باج گیری است که به همه مردمِ این دیارظلم روا داشته وهیچ کس از شرّ اذیّت های او در اَمان نبوده است .

او چون دوستِ کدخدا و افسرِ امپراتور است ، هرکاری دلش بخواهد انجام می دهد و هیچ کس هم جرأت نمی کند اعتراض کند . الان هم از بس به اسبِ بیچاره شلّاق زد ، اسب رم کرد و اورا اینچنین بر زمین کوبید. ما از این بابت بسیار خوشحالیم و امیدواریم که اسب برگردد وباز هم به او صدمه بزند ! »

مرد حکیم سرش را به علامتِ تأسّف تکان داد وگفت :« من اَعمالِ این مرد را تأیید نمی کنم. او اگر سالم بود شاید لایق مجازاتی بسیار بدتر هم بود امّا الان آنچه مقابل شماست، انسانی است زخمی که عذاب می کشد. اگر به او کمک نکنید در مقابل وجدان و ندای درونیِ خودتان همیشه سرافکنده خواهید بود که چرا یک انسان را در حال ناتوانی و زجر کشیدن به تماشا نشسته اید و ارزش انسانیِ خود را زیر سؤال بُرده اید . اگر شما راست بگوئید و او واقعاً آدم نادرستی باشد ، بدانید در این لحظات با جمع کردن شما به دور خودش و وادارسازی شما به کمک نکردنش ، باعث شده که آخرین و گرانبهاترین داشته های شما یعنی ارزشهای انسانی و اخلاقی را هم از شما بگیرد و آخرین ضربه را به روح شما وارد سازد. پیشنهاد می کنم او را به درمانگاه برسانید وبعد به حامیانش خبر دهید که برای بُردنش بیایند. با این کار شما انسان باقی می مانید و او تا آخر عمر شرمندة این اخلاق و انسانیت شما خواهد بود .

تعدادی از مردم متوجه اشتباه خود شدند ، بلافاصله قدم پیش گذاشتند و با کمک مرد حکیم ، افسرِ زخمی را نزد طبیب بردند. از قضا آن مرد توانست جان سالم به در بَرَد و بعد از چند ماه مجدداً سالم و سرحال سوار اسب شود. می گویند از آن به بعد جادّه های آن منطقه از راهزن خالی شد و امنیّت کامل حاکم گردیـد. همه می گفتند مردِ درشت هیکل به جبران بزرگواری آن مردم، بطور شبانه روزی از آن روستا نگهبانی می کند تا آسیبی به مردم آن دیار نرسد.


                                                                        

به نقل از دوهفته نامه موفقیت شماره 161


تشکر از جناب آقای حمید نصری

کلامی با دوستان

۱- در ابتدا لازم است از تاخیر این مدت در به روز رسانی شاهدان عذرخواهی کنم .خوشبختانه سفرهایی به جنوب و خلیج فارس وشمال ودریای خزر علت اصلی غیبت بود.

۲- تشکر از دوستانی که با پیامهای تلفنی والکترونیکی جویای احوال بوده وبه نوعی اظهار نگرانی می کردند .

۳-پوزش بابت غلطهای تایپی  جرا که  صفحه کلید بر اثر سانحه ای کلید (che) را از دست داده و به سیاق اعراب مجبور به استفاده از ج  به جای (che) می باشم   .

۴- برنامه ی یادواره بسیار زیبا وشنیدنی است اما شور بختانه اطلاعات دقیق از برنامه ندارم لذا مثل برنامه های قبل اطلاعات برنامه را برای ما ودوستان بنویسید .

۵- از عزائیل عزیز هم تشکر می کنم باید بگم دلم برای دیدنت تنگ شده اگه اصفهان اومدی یه خبری بهم بده دوست دارم دوباره آوازت را بشنوم.(خودت هم فهمیدی که من فهمیدم )

تکنوازی زیبای تار استاد فرهنگ شریف



تکنوازی زیبای تار استاد فرهنگ شریف

این قطعه زیبا در برنامه ی یک شاخه گل شماره ۲۱۱ اجرا شده است .

بسیار زیبا وخاطره انگیز

بود خویشی میان ارغنون وسینه ی عاشق

از آن بر دل نشیند ناله ای کز تار برخیرد

به اندک شورشی کز عشق بینی عافیت مگزین

به ملک عاشقی این فتنه ها بسیار بر خیزد .


در یافت این برنامه


یادواره استاد( )

)


یادواره استاد   


به نظر می رسد یادواره ی استاد تاج اصفهانی باشد

جنانجه دوستان اطلاعی از این برنامه ، نوازنده ی ویلن و خواننده ی آن دارند اعلام فرمایند .

من خود حدس میزنم خواننده سید رضا طباطبایی شاگرد استاد تاج باشد

شما جه فکر می کنید .

این یکی از معدود آوازهایی است که بسیار برایم دلنشین وزیبا بود خصوصا تحریرهای زیبا و دقیق که یاد آور مکتب آوازی اصفهان است .

مطلع آواز

من در ضمیر خنده ی گل گریه دیده ام

غیر از گلابش زگل یادگار نیست

شما را به دریافت این برنامه ی زیبا دعوت می کنم


منتظر نظرات شما هستم .


دریافت برنامه


نظر بهنام عزیز در مورد این برنامه


با سلام اقا سعید و با تشکر از زحمات شما در حفظ موسیقی اصیل ایرانی می خواستم در مورد برنامه توضیح بدم:این برنامه در سال 1378 در اصفهان با صدای استاد طباطبایی در دشتی و بیات ترک که نمی دونم ادامش را دارید یا نه در مورد نوازنده ویلن باید بگم که ایشان استاد چناریان از اولین شاگردان استاد حبیب اله بدیعی در ضمن باید بگم که ایشان کور مادر زاد بودند ولی استعداد فوق العاده داشتند که امروز به خاطر سکته دیگر قادر به بدست گرفتن ویلن نیستند با تشکر

استاد شجریان خرم و نجاهی


این برنامه با هنرمندی استادان  همایون خرم ،مجید نجاهی وشجریان به مدت 26 دقیقه اجرا شده است.


  پیش روی دگران صورت بر دیوارم 

  نه جنین صورت ومعنی که تو داری دارم


دریافت برنامه

استاد شجریان وبدیعی

 

همیشه در ویلن استاد بدیعی غم پنهانی را احساس می کنم  غمی که سالها پیش نمی دانستم از نوای ویلن کیست اما خاطرات آن روز اولین را هنوز هم تداعی گر است

جهره را صیقلی از آتش می ساخته ای

خبر از خویش نداری که جه پرداخته ای

با صدای استاد شجریان

 

دریافت برنامه

استاد صبا وحسین تهرانی


این برنامه با ویلن استاد صبا  آغاز ودر ادامه حسین تهرانی می خواند

ای عشق بجز من دگر افسانه نداری   جز در دل ویرانه ی من خانه نداری

ای مرغ سحر بیهوده از عشق مزن دم    در راه طلب همت مردانه نداری


اشعار ریتمک


وعده دادی بیایی طور شد ,  کیه کیه در میزنه و  عقرب زلف کجت


دریافت برنامه

استاد شجریان وعبادی

شعری از عراقی با صدای روشنک

ما ئیم کنون نیمه جانی وان نیز نهاده در کف دست

آن دل که از اوخبر نداریم هم در سر زلف اوست گر هست

 

 بعد از آن اجرای ارکسترال وسپس استاد شجریان با همراهی سه تار استاد عبادی آوازی با این مطلع می خواند .


بالا بلند عشوه گر نقش باز من     کوتاه کرد قصه ی زهد دراز من


دریافت برنامه

بزمی به یاد نصرت عبادی

این برنامه به مدت 30 دقیقه با نواختن نی استاد کسایی شروع می شود. نوایی که تداعی کننده ی آواز استاد داد به است  .

بزمی است که به یاد نصرت عبادی (همسر آقای عبادی) خوانده می شود

آغز گر این بزم استاد  ادیب خوانساری با صدای خسته میخواند

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت    آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

 و در ادامه استاد حسن کسایی  این مصرع را می خواند

 ببین انتظارت جه کرده با روزگارم

 سپس  استاد شجریان با همراهی سه تار استاد عبادی ونی شروع به خواندن می کنند

رفتی وهمجنان  به خیال من اندری      گویی که در برابر جشمم مصوری

 

دریافت برنامه

استاد شجریان

این برنامه به مدت31 دقیقه با نوای نی بسیار زیبا وحزین آغازمی شود سپس استاد شجریان شعری از سعدی شیرازی را با این مطلع زمزمه میکند


 تو هیج عهد نبستی که عاقبت نشکستی      مرابرآتش سوزان نشاندی وننشستی


در ادامه شعری از حافظ بامطلع


  رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند    جنان نماند وجنین نیز هم نخواهد ماند


درآواز دشتی  می خوانند .


دریافت برنامه

عاشقان گلها


این برنامه ها اگر تحفه ای در خور شان شما نباشد

                                لیکن نشانه ی کوچکی از ارادت ماست .


تقدیم به آنانی که صداقتشان مشق عشق عاشقان و اخلاصشان الگوی دوستداران واقعی و راستین موسیقی فاخر واصیل ایران زمین است.


تقدیم به گروه عاشقان گلها


توضیح: این عکس پس از بازگشت از منزل خانم جین لویسن در تاریخ ۶ مرداد ماه ۸۹ گرفته شده و دوستان از سمت راست به ترتیب آقایان مهندس علی هندیانی - دکتر لطیف گچکار - مهندس محسن سلیمانی - مهندس بهرام ناهد و مهندس بابایی می باشد و صد البته جای سرور ارجمندمان مهندس سعید پور نیز در جمع ما خالی بود .


 دریافت عکس با کیفیت بالا

چون نیک بنگری

  


زندگی , آموزگار شگفتی ست   

 با دست مایه ی تجربه های شیرین وخاطره های تلخ

درک عمیق روزهای عذاب , بسی دشوار است

اما در امتداد همین روزگار سخت

به اکسیر قدرت در آمیزی واستقامت آموزی

وتجربه می کنی که به آهنگ هر روز همپای شوی

ودر تقابل آن استوار باشی

 

چه غم از پیمودن کوته راهی به درد

وکشیدن باری به ناکامی

 

ومی آموزی که تمنای تو هرچه به سادگی رو کند

پاداشی , بایسته تر فرا چنگ آری

و آنکه باختن , همیشه گامی دیگر است

به سوی بردن وپیروزی

 

ودیگر بار چون به عادت دیرینه

زندگی لب به خنده گشاید

خویشتن را باز می یابی

توانمند تر از پیش وبه دانشی فراخ

از تمامیت بی انتهای خویش

 

و آنگاه قدر آرام وکام لحظه های خوب را در یابی

به ژرفایی که هرگز نمی شناختی


 

دونالوین

رقص باله با موسیقی سنتی (تصویری)




رقص باله با موسیقی سنتی زیبا ترین ترکیب و نغمه و حرکت 


در این برنامه با آهنگهایی از آلبوم دستان استاد شجریان رقصهایی به صورت انفرادی وگروهی انجام می شود که فوق العاده زیبا وبه نوبه ی خود یک اقدام هنری خلاقانه محسوب می شود .

بهترین توضیحات را می توانید از طریق دیدن این اجرای زیبا به دست آورید .

لازم است از دوست وسرور ارجمندم جناب آقای علیرضا مدیر محترم سایت دل زنده ها به خاطر همه ی مهربانیها ومیهمان نوازی همینطور اهدای این برنامه ی زیبا تشکر کنم .


سایت باله ایران


سازمان باله ایران در ویکیپدیا

بزم ایرج ‘ادیب ‘دادبه و کسایی

در ابتدای این بزم َ استاد ایرج به همراه سه تار آوازی را با  مطلع زیر می خوانند


مویت رها مکن که چنین در هم اوفتد

که اشوب حسن تو در عالم اوفتد

ادیب

دو چشمونت پیاله پر ز می بی

دو زلفونت خراج ملک ری بی



 بزم ایرج ‘ادیب ‘دادبه و کسایی قسمت الف


بزم ایرج ‘ادیب ‘دادبه و کسایی قسمت ب( در انتهای این برنامه تصنیف مرغ سحر اجرا می شود )



نظر یکی از دوستان عینا جهت استحضار تقدیم می شود.(با تشکر از جناب موسوی عزیز)


شنبه 3 مهر1389 ساعت: 22:17 توسط:مهدی موسوی
جناب معتمدی عزیز درود

با اعتذار از تاخیر در اطلاع رسانی این اثر زیبا عجالتا به نکات ذیل میپردازم:
1- اواز اقای ایرج در ابتدای اثر در دستگاه شور( بخش اول)و در دستگاه ماهور( بخش دوم) طبق نظر شما صحیح میباشد .
2-بخش اوازی که نظر شما را به استاد یگانه اواز ایران حضرت ادیب خوانساری معطوف داشته است مربوط به یکی از صداهای دلنشین اواز ایران جناب اقای تقی سعیدی است.ایشان که در محضربزرگانی چون استاد تاج شهناز وکسایی از زلال موسیقی ایران بهره ها گرفته اند ,نزدیکترین صدا را به جناب ادیب دارند به نحوی که بسیاری از صاحب نظران لقب جوانی ادیب(تفسیر این دوران از زندگی استاد نیاز به مجالی دیگر دارد)را بدیشان داده اند.در این اثر ایشان به اوازی در دشتی کردوبیات ودر انتهای بخش اول به اجرای اواز محلی دی بلال دست یازیده اند.ضمن اینکه ایشان دستی هم در نوازندگی تار و سه تار داشته و نزدیکترین کیفیت را به سه تار استاد کسایی دارند.
3-عدم توجه به صدای اقای شاهزیدی که در اجرای اواز دشتی و ماهور(اجرای گوشه دلکش و تصنیف مرغ سحر) این بزم شرکت داشته اند جای بسی تعجب است.خصوصا که دوستی اجرای تصنیف مرغ سحر را به لطفی منتسب نموده اند .سروش اسمانی شور انگیز شاهزیدی کجا و صدای لطفی کجا...!
4-روانشاد غلام رضا دادبه(جانسوز)در این همدلی شرکت نداشته اند.
5-گفتاری در باب نوازندگان:سه تار این نشست را از تقی سعیدی میپندارم و نی انرا از اقای منوچهر غیوری (شاگرد طراز اول و مورد تاییداستاد کسایی).
در اولین فرصت جهت اگاهی از زمان و مکان این اجرا با بزرگانی که نامشان در این نوشتار رفت تماس گرفته,با شما همدلان در میان خواهم گذاشت.

تصنیف زیبای داد دل با صدای استاد بدیع زاده در بیات اصفهان

تصنیف زیبای داد دل با صدای استاد بدیع زاده در بیات اصفهان به همراه ارکستر آلمان




استاد جواد بدیع زاده ( تولد 1281 تهران - خاموشی یازدهم دیماه 1358 )

تصنیف زیبای داد دل با صدای استاد بدیع زاده در بیات اصفهان به همراه ارکستر آلمان

کمتر کسی را می توان یافت که ترانه ی زیبای شد خزان گلشن آشنایی مرحوم بدیع زاده را نشنیده باشد.ترانه ای زیبا که توسط چندین نفر دیگر اجرا شده است اما هیچ کدام شیرینی اجرای استاد را ندارد .

در این پست ترانه ی زیبای داد دل تقدیم می گردد.این ترانه ی زیبا برای من همان حال وهوای شد خزان را داشت یعنی تداعی گر خاطرات شیرین و گذرای یک دوره ای از عمر .چ

 

باز می رسد نوبت خرمی، ساقیا میی بیار

باز روی شاخه گلٰ، نغمه می کند هزار

..................

دوره ی جوانی ونوبت عاشقی وهنگام شادی و موسم جهاد است

نعره می زند بلبل از شعف غنچه می کند به روی بلبل چو خنده .....


 دریافت این ترانه ی زیبا


در پستهای بعدی اجرایی تصویری یکی یه پول خروس استاد بدیع زاده تقدیم خواهد .

گلپونه ها

 


گل پونه های وحشی  دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم سیل غمها

گل پونه ها نا مهربانی
 آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام  دیوانه ام  آزرده جانم
گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم سیل غمها


***************


شعر از هما میر افشار


اجرای گلپونه ها با صدای ایرج بسطامی


اجرای گلپونه ها با صدای اکبر گلپایگانی


اجرای گلپونه ها با صدای احمد جوادی

ساز تنها

به بهانه ی انتشار آلبوم شهناز شهنواز


در بزرگداشتی که برای استاد جلیل شهناز سال گذشته بر پا شده بود که در آن علاوه بر اجراهایی از موسیقی اساتیدی چون داریوش پیر نیاکان و محمد رضا شجریان در مورد این استاد بی بدیل سخنانی ایراد نمودند.آنچه جالب توجه بود نحوه ی آشنایی استاد شجریان با این خداوندگار هنر - جلیل شهنازـ هم دیدنی وهم شنیدنی بود

اجرایی قطعه ای زیبای ابوعطا از استادشهناز توسط استاد شجریان که تحسین همگان را در بر داشت وبه راستی که تمامی ظرافتهای ساز وپنجه را بیان کرد

در این گفتار از:« برنامه ی ساز تنها» به عنوان شروع این آشنایی نام برده شد

آنچه در این پست تقدیم شما خوبان می شود اجرای قطعه ی زیبای ابو عطا در برنامه ی ساز تنها وفایل صوتی گفتار استاد شجریان در این مراسم است .

برنامه ی ساز تنها در پایان این قطعه معرفی می گردد.

برای خواندن کامل این گفتار به آدرس زیر مراجعه کنید .

این برنامه ی زیبا را جناب آقای بهنود عزیز برای شاهدان ارسال کرده اند که از ایشان تشکر می نمایم

دوستان ومخاطبان شاهدان در صورت دسترسی داشتن به مجموعه برنامه های ساز تنها ما  را نیز بهرمند سازند


دریافت برنامه ی ساز تنها


دریافت گفتار استاد شجریان


***********************


گفتاری از محمد رضا شجریان در مورد استاد جلیل شهناز


این گفتار در سایت شجریانیها آورده شده است .

اجرای ای مه من و تاکی به تمنای وصال تو یگانه

اجرای ای مه من و تاکی به تمنای وصال تو یگانه توسط گروه موسیقی ازبکستان



دریافت فایل تصویری این اجرا به مدت ۴دقیقه و۵۳ ثانیه 



شاعر: علی‌اکبر شیدا
آهنگساز: علی‌اکبر شیدا
دستگاه: آواز بیات‌اصفهان

متن ترانه:

ای مه من ، ای بت چین ، ای صنم      لاله رخ و ، زهره جبین ، ای صنم
     تا به تو دادم دل و دین ای صنم      بر همه‌کس گشته یقین ای صنم
            من ز تو دوری نتوانم دیگر      جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
                              { بیا حبیبم      بیا طبیبم }2
                                      ....................
   هرکه تو را ، دیده زخود ، دل برید      رفته زخود ، تا که رخت ، را بدید
 تیرغمت ، چون به دل ، من رسید      همچو بگفتم ، که همه‌کس شنید
            من ز تو دوری نتوانم دیگر      جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
                              { بیا حبیبم      بیا طبیبم }2
                                      ....................
   ای نفس ، قدس تو ، احیای من      چون تویی امروز مسیحای من
      حالت جمعی تو پریشان کنی      وای به حال دل شیدای من
            من ز تو دوری نتوانم دیگر      جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
                              { بیا حبیبم      بیا طبیبم }2

مناجات حضرت علی (ع) با صدای حاج مهدی سماواتی


مناجات حضرت امیرالمومنین در مسجد کوفه
علی علیه السلام کسی است که شب ها را به عبادت و مناجات با خدای خویش مشغول بود و دعای معروف مناجات کوفه حاکی از سوز دل آن حضرت و مقام و رتبه اعلی او می باشد، دعایی که خطاب به پروردگار می فرماید: «اللهم انی اسئلک الامان یوم لاتنفع مال ولا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم.» «و در ادامه زمزمه ها "مولای یا مولای انا السائل الا المعطی»
؛ خدایا من گدا و تو بخشنده ای و عطا کننده بینوایان و چه کسی بر گدا رحم می کند الا بخشنده و عطا کننده.


دریافت این مناجات زیبا

40حکایت ، 40 راز موفقیّت حکایت سی و هشتم

40حکایت ، 40 راز موفقیّت        حکایت سی و هشتم

دستِ کمکِ خداوند وکوهنوردِ بی اعتماد !



کوهنوردی آرزوی فتح قُلّة مُرتفعی را درسرداشت. او پس از سالها بالاخره سفرِ کوهستانیِ خود را درفصل زمستان آغاز کرد ولی از آنجا که افتخارِ کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهائی از کوه بالا برود .او هنوز مسافت زیادی را طی نکرده بود که کم کم خورشید غروب کرد و تاریکی شب، بلندی های کوه را تماماً دربرگرفت. حالا دیگر مرد به سختی جلویِ پایِ خود را می دید. ا بر، رویِ ماه و ستارگان را پوشانده بود وهوا لحظه به لحظه سرد تر میشُد. همانطور که از کوه بالا می رفت تا جائی را برای استراحتِ شبانه پیدا کند پایش لیز خورد و...

درحالیکه به سرعت سقوط میکرد، احساس کرد طنابی که به همراه دارد به صخره ای گیر کرده و به دور کمرش پیچیده ومُحکم شد. فعلاً از مرگِ حتمی نجات یافته بود!  بدنش میان آسمان و زمین مُعلَّق مانده و فقط طناب او را نگه داشته بود. درآن لحظاتِ ترس و دلهُره، همة رویداد های خوب و بدِ زندگی به یادش آمد . اکنون فکر میکرد مرگ چقدر به او نزدیک است. در این لحظات، چاره ای برایَش نمانده بود جُز اینکه در تنهائی فریاد بکشد: « خدایا کمکم کن»  ناگهان صدای رَسـا و پُرطنینی ازآسمان شنید:«ازخداوند چه میخواهی؟»باالتماس گفت:«ای خدا؛ نجاتم بده»دوباره ندائی به گوشش رسید: «واقعاً باور داری که خداونـد میتواند تورا نجا ت بدهد!؟» مرد پاسـخ داد: « البته که باور دارم.» و این دفعه شنیـد که به او می گویند :« اگر باور داری، طنابی که به کَمرَت بسته شده و تورا نگه داشته است با چاقوئی که به همراه داری پاره کُن! » یک لحظه سکوت و....                    اما او جرأتِ اعتماد به این ندایِ آسمانی را نداشت!

 بالاخره مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچَسبَد و آنرا به هیچ قیمتی رها نکند! چند روز بعد در خبرها آمده بود:« یک کوهنوردِ یخ زده را مُرده پیدا کرده اند. بدنش از یک طناب آویزان بوده و با دستهایش مُحکم طنابی را گرفته بوده است. او فقط یک متر با زمینِ زیر پایِ خود، فاصله داشته است.


با سپاس فراوان از جناب آقای حمید نصری